کالبد شکافی مافیا در وبلاگشهر فارسی

    معادل با     August 21, 2008

godfather_l نویسنده وبلاگ مطرود مطلبی را از سر درد منتشر کرده است که شاه بیت آن وجود مافیا در وبلاگشهر است. 3 سالی است در این وبلاگشهر جسته و گریخته حضور داشته‌ام. باید اعتراف کنم که تئوری‌های توطئه من‌را مجذوب میکند و یکی از سرگرمیهای من گرفتن رد مراکز قدرتی بوده است که به زعم من غیر اصولی و یا غیر اخلاقی عمل میکنند. تیرماه سال پیش بود که در رابطه با انحراف جنبش نوظهور وردپرس در پستی تحت عنوان ورد پرس یا فاشیسم مجازی نظرم را بیان کردم. و سپس در شهریور ماه سال قبل پستی تحت عنوان محفل در بالاترین : توهم یا واقعیت داشتم. با این پیشینه اجازه بدهید که آخرین دیدگاهم را در مورد مافیا بیان کنم. با این توضیح که هدف جوابگوئی به مطرود، طرفداری از هر گروه و فرد نیست. هدف روشن شدن زوایای تاریک وبلاگشهر است. هدف اینست که از این بحث ها عبور کنیم و به جای درگیری‌های درونی بیشتر از قبل کار مفید کنیم.

قاعدتاً وقتی میگوئیم مافیا باید تعریفی از این کلمه داشته باشیم. از نظر من مافیا یک "گروه مخفی، غیر قانونی و سازمان یافته از مجرمین" است. حال با توجه به این تعریف باید توجه کنیم که هر گروه، محفل یا مرکز قدرتی در جامعه مجازی نمیتواند مافیا باشد. چرا که احتمال اختفا در فعالیتهای مجازی بسیار کم، قانونی در اینترنت وجود ندارد که فعالیتی غیر قانونی باشد، سازمان یافتن به شکلی که در مافیا وجود دارد نامحتمل است و نهایتاً جرم در جامعه مجازی تعریف نشده است.

با این وجود هر گروه قدرتمندی در وبلاگشهر به خاطر ماهیت روابط گروهی در معرض اطلاق این کلمه بوده و خواهد بود. اگر درست فهمیده باشم اینروزها لبه تیز انتقادات و زدن برچسب مافیا متوجه نهضت یا جنبش وردپرس است. بگذارید از این گروه مثالی بسازم تا بهتر ماهیت گروه ها در وبلاگشهر را درک کنیم. قبل از هر چیز ببینیم که گروه وردپرسی ها در کجای جامعه مجازی واقع شده است. از نظر من جامعه مجازی از شهرهای متعدد تشکیل شده است. وب فارسی یکی از این شهرهاست که بخش یزرگی از آن وبلاگشهر فارسی است. وبلاگشهر تعدادی محله کوچک و بزرگ مانند محله آی تی و غیره دارد. محله آی تی تعدادی گروه دارد که یکی از این گروه ها شامل کسانی است که عمدتاً در مورد سرویس دهندگان مطلب مینویسند. این گروه، خرده گروهی دارد که عمده تمرکزش روی سرویس دهنده ای به نام وردپرس دات کام است. وبلاگنویسان این گروه و به اصطلاح وردپرسی، سریعترین رشد اعضا را داشته و به دلایلی که، موضوع پست دیگری است، و روندی طبیعی را نیز طی کرده است، قدرت گرفته اند.

مکانیزم روابط گروه ها، از جمله وردپرس، در جامعه مجازی تا حدود زیادی همانند جامعه واقعی است. این گروه ها از اعضائی با سلیقه نزدیک و با روابط تنگاتنگ تشکیل شده اند. طبیعی است که افراد درون گروه به هم احساس نزدیکی بیشتری دارند تا فردی خارج از گروه. حمایت از یکدیگر، کارکرد طبیعی گروه هاست. ورود عضو جدید و پذیرفته شدن به هر گروهی دشواری نسبی دارد. اعضای گروهها عمدتاً به هم لینک میدهند و لینکهای خودشان را به اشتراک میگذارند، و ... که میشود در این رفتار طبیعی مشابهت‌های بسیاری را با جامعه واقعی دید. تا اینجای فضیه گمان نمیکنم چیزی غیر عادی وجود داشته باشد.

اما گروه‌ ها گاهی به انحراف میروند. ممکن است همبستگی درونی آنقدر قوی باشد که حقایق قربانی شوند. ممکن است در دل گروهی مانند وردپرس کسانی باشند که برای کسب قدرت فردی یا گروهی دست به هر کار ممکن بزنند که پتانسیل مقابله با این آسیبها چه در درون گروه و چه از بیرون وجود دارد.

و اما قدرت در جامعه مجازی چیست؟ نماد‌های نفوذ و قدرت فردی در جامعه مجازی قبلاً به شکل پیج رنگ گوگل، تعداد بازدید کننده، تعداد کامنت، شکل و قالب حرفه ای، داشتن دومین مستقل، و سابقه زیاد خود را نشان میداد و اکنون تعداد کانتر فید و فالوئر شبکه‌های اجتماعی نیز اضافه شده است. کسب، طلب و نمایش این قدرت مجازی خلاف قانون یا عرف نیست زیرا در جامعه مجازی قانون یا عرف مورد اجماع همگان وجود ندارد. قدرت مجازی فی ذات چیز بد و مذمومی نیست. یک شمشیر دو لبی است که میتواند هم خوب باشد هم بد.

من به عنوان یک "وبلاگنویس ارزشی" شخصاً به روابط و رفتارهائی که با ارزشهای من همخوانی ندارد ایراد دارم ولی این توجه را دارم که ارزش‌های مورد قبول من، فقط در ذهنیت من است که اعتبار دارد. وقتی تکلیف خوب و بد عام در جامعه واقعی با اینهمه سابقه تمدن، نامعلوم و پادر هواست، تکلیف ارزشها در جامعه مجازی‌ای که در مراحل ابتدائی رشد است دیگر معلوم است. نسبیت به من آموخته است که از سیاه و سفید دیدن قضایا پرهیز کنم. به نظر من نه تنها گروه ها از جمله وردپرس خطری اساسی و بنیان بر افکن برای کل وبلاگشهر نیستند بلکه وجود این گروه ها برای رشد و بقا وبلاگشهر الزامی و مفید است. ممکن است من منتقد نوعی را در گروه نپذیرند، لینک ندهند، مطالب را به اشتراک نگذارند، تحریم کنند و غیره که تا حد زیادی طبیعی است و این نکته را روشن میکند که من گروه خود را نیافته ام. گروهی که اعضای آن کسانی هستند که حقیقت را فدای مصلحت نمیکنند، حق پدید آورندگان را به رسمیت میشناسند و اعتقاد دارند که هدف وسیله را توجیه نمیکند. حتی اگر گروهی با این کارکرد وجود نداشته باشد باز هم دریچه امیدی باز است و آن آزادی نسبی در جامعه مجازی به نسبت جامعه واقعی است. من، شما و هر کس دیگر این آزادی را داریم که حرفمان و انتقادمان را در مقابل وردپرسی ها یا هر گروهی که به فرض کج رفتار میدانیم بزنیم. تصمیم گیرنده نهائی ما هستیم که چگونه و با چه قالبی حرفمان را بزنیم. در مقابل، دیگران هم آزادی پاسخگوئی، انتقاد متقابل یا عدم توجه را دارند. و این آزادی برای من زیبا و به حد خود کافی است. وبلاگشهر را بیمار میبینم اما مافیا زده نمیبینم و چنانچه انحرافی ببینم سعی میکنم که بدون استفاده از الفاظ مبهم، با کمک استدلال و ارائه حقایق ملموس، با این انحراف مبارزه کنم.

اظهار نظر سایرین در رابطه با مافیای مطرح شده در پست وبلاگ مطرود:

وبلاگ مطرود : مافیای وبلاگستان بیمار فارسی ، شروع بحث

وبلاگ مطرود : وبلاگستان بیمار، توهم یا واقعیت

وبلاگ عصیان :تاریخ نگاری و آسیب شناسی مافیای وبلاگستان

وبلاگ علیرضا شیرازی : جامعه وبلاگی، قدرتها و آسیبها

وبلاگ مریم : من مافیائی ندیدم

مرامنامه دنیای وبلاگ

    معادل با     July 26, 2007


مقدمه: این مرامنامه حاوی کلیاتی از روشها، اصول و نقطه نظرات نویسنده درباره این وبلاگ بصورت خاص، و وبلاگ، وبلاگنویسی و وبلاگشهر بصورت عام است. مطالب این مرامنامه در صورت لزوم با حفظ مطلب ویرایش شده تغییر خواهد کرد. کلیه مطالب، ایده ها، روش و نام و به طور عام هر جزء یا کلیت آن شامل کپی رایت است و تنها در صورت ذکر نام وبلاگ، نویسنده و دادن لینک، قابل استفاده مجدد میباشد. برای اطلاع از ضرورت و دلایل وجود این مرامنامه به پست قبلی مراجعه فرمائید.
پیش نویس
فهرست مندرجات
1 - کلیات
2 - ریز مطالبی که در این وبلاگ خواهید یافت
3 - مخاطبان فعلی این وبلاگ
4 - زبان ارتباطی
5 - اعتقادات بنیادی من
6 - نقطه نظرات سیاسی من
7 - نظر کلی من درباره وبلاگ
8 - نظر کلی من درباره وبلاگنویسی
9 - نقطه نظرات من درباره وبلاگشهر
9-1 - آنچه که هست
9-2 - آنچه که باید باشد
10 - هدف من از وبلاگنویسی
11 - رسالت خاص مجازی من
12 - اصولی که در وبلاگنویسی به ان معتقدم
13 - روش وبلاگنویسی من
14 - حدود اختیارات من در وبلاگنویسی
15 - حیات این وبلاگ و مطالب آن، چگونگی ویرایش مطالب
16 - ارتباطات:
16-1 - بخش نظرات این وبلاگ
16-2 - کامنت در وبلاگ دیگران
16-3 - ارتباط توسط ایمیل
16-4 - سایر طرق ارتباطی
17 - روش وبلاگنویسی سالم از نظر من چیست؟
18 - قواعد لینک ثابت و بلاگرولینگ:
18-1 - در بدنه مطالب:
18-1-1 - لینک ثابت به مطلب
18-2 - در ساید بار:
18-2-1 - لینک ثابت
به وبلاگها
به مراکز و منابع اطلاعات
18-2-2 - بلاگرولینگ
منابع اصیل تولید محتوی
دوستان و آشنایان
تبادل لینک
وبلاگهای جدید و مستعد
19 - سایر نکات:
19-1 - مستند بودن و رعایت کپی رایت
19-2 - لوگو کارهای گروهی
19-3 - افشای لیست منابع
19-4 - متعهد میشوم که ...
19-5 - من ... را نمیپسندم
19-6 - من با ... مخالفم


1 - کلیات: دنیای وبلاگ، رسانه ای شخصی و عمومی است که بصورت گاهنامه و بدون هیچ نظم زمانی از قبل تعیین شده توسط نویسنده آماتور و پاره وقت، شهروند عادی ایران، کورش اسلام زاده (نام مستعار) از تورنتو، کانادا منتشر میشود وعمدتاً به ارائه تحلیلها، دیدگاهها و نقطه نظرات نویسنده در مورد تحولات تکنولوژیک، وبلاگشهر، کانادا و مهاجرت میپردازد.
نکته 1: علت انتخاب نام دنیای وبلاگ هماهنگی با عمده مطالبی است که تاکنون در رابطه با ابزارها و سرویس دهندگان وبلاگ، وبلاگشهر فارسی و جهانی، عرضه شده است. در صورت هر تغییر نامی، علت انتخاب نام جدید ذکر میگردد.
نکته 2 : نام کورش در ارتباط با عشق، علاقه و احترام نویسنده به ایران و ایرانی انتخاب شده است. نام اسلام زاده بصورت سمبلیک به منظور نشان دادن اعتقاد نویسنده در احترام به ریشه های اسلامی مردم ایران بطور خاص و احترام به حق انتخاب فردی در پذیرش هر دین، مذهب، فرهنگ و باور، بطور عام است.
بالای پست
2 - ریز مطالبی که در این وبلاگ خواهید یافت:
تکنولوژی با تکیه بر وب و آی تی
وبلاگشهر جهانی و وبلاگشهر فارسی
جامعه، فرهنگ و اقتصاد واقعی و مجازی
کانادا، ایرانیان مهاجر و ایرانیان موفق
تصاویر اختصاصی گرفته شده توسط نویسنده.
لینک به خواندنیها و مطالب مفید
فایلهای صوتی و تصویری و ویدئوئی و سایر موارد معقول و مرتبط
بالای پست
3 - مخاطبان فعلی این وبلاگ : ایرانیان و فارسی زبانان علاقمند به تحولات تکنولوژیک، کانادا و ایرانیان مهاجر و علاقمند به مهاجرت.
نکته : ضمن احترام به کلیه ملتها، مذاهب، نژادها، زبانها و ... نویسنده با فارسی زبانان افغانستان و تاجیکستان نیز احساس همبستگی مینماید.
بالای پست
4 - زبان ارتباطی: زبان این وبلاگ عمدتا فارسی است. سعی من این خواهد بود که فارسی نویسی صحیح را تا حد امکان با توجه به آگاهیم و سهولت امر رعایت کنم. کلمات مورد استفاده اعم از پارسی، انگلیس و یا عربی را با توجه به رایج بودن آن، درک اکثریت بازدیدکنندگانم، واژگان فردیم و سهولت در نگارش انتخاب خواهم کرد.
بالای پست
5 - اعتقادات بنیادی نویسنده:
اعلامیه جهانی حقوق بشر.
میدانم که نمیدانم.
توانا بود، هرکه دانا بود.
زندگی، ترشدن پی در پی.
هدف، وسیله را توجیه نمیکند.
نسبیت امور

بالای پست
6 - نقطه نظرات سیاسی من: من عضو، هوادار و یا طرفدار هیچ دسته، گروه، جمعیت و ... سیاسی نیستم و جریان غالب بر این این وبلاگ سیاست نیست. در واقع اعتقاد دارم چون جو موجود بسیار سیاست زده، پر تلاطم ، بی ثبات و احساسی است، کار سیاسی بی ثمرترین استفاده از توان فکری من است. از طرف دیگر اعتقاد دارم که مشکلات کشورمان تنها زمانی حل خواهد شد که سه فرهنگ ایرانی، اسلامی و غربی به نقطه تعادلی رسیده باشند و عقاید افراطی در جهت از بین بردن و مقابله با فرهنگ متفاوت، جای خود را به احترام به تفاوتهای فرهنگی، گفتگو و پذیرش مبانی دمکراسی داده باشد. باتوجه به بحران و بی ثباتی فعلی در کشورمان، اعمالی مثل توهین، متهم کردن دیگران بدون مدرک، محدود نمودن آزادی بیان، ماکیاولیسم و استفاده از ابزارهای غیر اخلاقی جهت پیش بردن مقاصد سیاسی را از جانب هر گروه سیاسی ، چه در دنیای واقعی و چه مجازی، جایز نمی دانم.
بالای پست
7 - نظر کلی من درباره وبلاگ: وبلاگ آخرین و کاملترین رسانه غیر رسمی موجود با ماهیتی تعاملی است. وبلاگ مناسبترین ابزار جهت بیان نقطه نظرات شهروند عادی و تاثیر گذاری است.
بالای پست
8 - نظرات کلی من درباره وبلاگنویسی: از طریق وبلاگنویسی، شهروند عادی میتواند به سهم نیروی تفکر و استدلال خود، برای بهتر شدن زندگی واقعی و اجتماع خود تلاش کند. ارائه نقطه نظرات توسط وبلاگ یا هر ابزار جدیدتری که در آینده خواهد آمد، کاری جدی و شکل نوینی از حضور اجتماعی در جهان پیش روست.
بالای پست
9 - نظرات من در مورد وبلاگشهر فارسی:
9-1 - آنچه که هست:
وبلاگشهر فارسی از محلات جدا از هم که عمده پیوند آنان رسم الخط فارسی است تشکیل شده است.
ویژگیهای رسم الخط فارسی باعث شده است که بخش عمده امکانات موجود تکنیکی یا در دسترس نباشد و یا با ترفند و صرف وقت قابل دسترس گردند. این ویژگی ها دلمشغولی عمده یک وبلاگنویس مبتدی است.
زبان فارسی بزرگترین مانع جهت ارتباط ارگانیک وبلاگشهر فارسی و وبلاگشهر جهانی است.
به غیر از زبان فارسی، سایر عواملی که مانع رشد و توسعه وبلاگشهرفارسی گشته اند عبارتند از: برداشت غلط از اهمیت پیج رنک گوگل و فیل*ترینگ.
اکثریت ساکنین وبلاگشهر فارسی دارای تحصیلات بالائی به نسبت جمعیت ایران هستند.
ساکنان این محلات اکثرا از وبلاگ به عنوان یک شبکه اجتماعی استفاده میکنند.
رفیق بازی و لینک جبرانی، تبعیت از عقیده غالب بر گروه و محله، و گرایش به اقدامات هماهنگ در این محلات وجود دارد.
انتظار اکثریت وبلاگنویسان از وبلاگنویسی، سرگرمی و تفریح است.
منابع خبری وبلاگی در اکثر موارد از اصول اطلاع رسانی صحیح فاصله دارند.
برای بسیاری، خصوصیات و افکاری که در زندگی واقعی، مخفی و سرکوب میشود، در این محیط مجال آزمایش میابند.
هیچ قاعده، اصول اخلاقی و یا استاندارد رفتاری و ارتباطی مورد قبول اکثریت وجود ندارد.
هر کدام از این محلات رهبر و یا رهبرانی دارند که غالباً هدفشان کسب قدرت مجازی است.
اکثریت قریب به اتفاق بازدیدکنندگان وبلاگها، خود، وبلاگنویس هستند.
کار مفید کردن، دیده و خوانده شدن، و پذیرش در محلات بسیار دشوار است.
تولید محتوای اصیل و مفید فارسی بسیار ناچیز است.
هیچ گروهی وجود ندارد که بصورت سازمان یافته و مطلوب، مطالب مفید را باز انتشار و یا اقدام به طبقه بندی دانش تولید شده کرده باشد. بدین رو دستیابی به همین حد ناچیز اطلاعات مفید تولید شده نیز در عمل بسیار دشوار است.
وبلاگشهر فارسی دارای حداقل ارتباط با بدنه اجتماع ایران است.
حجم بزرگی از مطالب عرضه شده فاقد مستندات لازم است.
عدم رعایت حق صاحبان ایده و اثر فکری در بین اکثریت وجود دارد. نه تنها قانونی برای نظارت و حمایت وجود ندارد بلکه هیچ کار سازمان یافته مردمی هم در این جهت وجود ندارد.
در وبلاگشهر، ارتباطات، ناکارا و سوء تفاهم زاست.
عوامل قدرتمند در زندگی واقعی، روز به روز بیشتر به اهمیت وبلاگشهر پی برده و در صدد تاثیر گذاری از اینطریق هستند.
9-2 - آنچه که باید باشد:
وجود وبلاگشهر فارسی را باید فرصتی بی نظیر دانست که از طریق آن میشود به گفتگوی سازنده و کم کردن اختلافات فرهنگی بین ایرانیان پرداخت.
وبلاگشهر فارسی میتواند نقش بی مانندی در تولید و توزیع آزاد اطلاعات، دانش و خرد به عهده داشته باشد.
بالای پست
10 - هدف من از وبلاگنویسی: هدف من از وبلاگنویسی آموختن و به اشتراک گذاردن آموخته هایم است. در این مسیر هیچ هدف مادی را تعقیب نمیکنم. برای من آمار بازدیدکننده، دوست یابی، کشف یا بیان درون، رهبری و نفوذ و ... مطرح نیستند. به امید خوانده شدن، مفید بودن و تاثیر گذاری در امروز یا فرداها مینویسم. به امید تصحیح برداشتها و افکارم از طریق بازخورد دیگران هستم. و هیچ هدف مخفی و اعلام نشده نیز به غیر از آنچه گفته شد ندارم.
بالای پست
11 - رسالت خاص مجازی من: مبارزه با کجی ها و پلیدیها در وبلاگشهر فارسی از طریق ارائه تحلیل ها و نقطه نظرات، انتقاد منصفانه.
بالای پست
12 - اصولی که در وبلاگنویسی به آن معتقدم:
انتقاد پذیری. هر وبلاگنویسی باید در قبال انتقاد به مطلب و اطلاعات ارائه شده جوابگو باشد.
برابری. هر وبلاگنویسی صرفنظر از مقام و موقعیت در زندگی واقعی یا مجازی با وبلاگنویس دیگر برابر است.
آزادی بیان و اظهار عقیده. هر وبلاگنویسی آزاد است که آنچه را به صلاح میداند بیان کند و هر وبلاگنویس دیگر آزاد به نقد آن است.
بالای پست
13 - روش وبلاگ نویسی من : ارائه مطالب دست اول، نقطه نظرات و تحلیلهای فردی، انتقاد سازنده و محترمانه .
سعی من اینست که در نوشته هایم از مسائل انتزاعی دوری کنم. مشاهدات و حقایق را بنویسم. مستند حرف بزنم و بیطرفی علمی را پیشه کنم. روش من، سعی و خطا، بهبود و پالایش دائمی نظرات و دیدگاههایم است. فقط حرف یا برداشت جدید، یا مطلب مفید را چه کوتاه چه بلند با زبانی عاری از کلمات ناپسند، رکیک، توهین آمیز، تهدید آمیز و کنایه آمیز خواهم نوشت. سعی میکنم که هر پست اختصاص به یک مطلب داشته باشد. سعی میکنم که مسائل شخصی را جز در موارد ضروری بیان نکنم. سعی میکنم زبان ساده ای را در نگارش به کار گرفته و از پیچیده نویسی و روشنفکر نمائی، بیان مسائل ساده در قالبی پیچیده خودداری کنم. نهایت سعیم را خواهم کرد که از خودخواهی، غرور، حسادت، خودبزرگ بینی و نمایش خود در مطالبم به دورباشم.
به عقاید دیگران احترام گذاشته و آنرا موهبتی بدانم که روی دیگر سکه را به من نشان میدهد. شخصیت هیچکس را نقد نخواهم کرد و نهایت سعی من این خواهد بود که انتقاد متوجه نوشته و روش وبلاگنویسی باشد. از روشهای غیر اخلاقی و عرفا ناپسند مانند استفاده ابزاری از جنسیت، ایجاد درگیری های مصنوعی، دشمن تراشی عامدانه به منظور بالا بردن تعداد بازدید کنندگان دوری خواهم کرد.
در برداشت از "انتقاد" به تعریف زیر پایبند خواهم بود: « انتقاد تقابل و رو به رو شدن انديشه ها و ديد گاه ها است كه در آن ، اقدامات و انديشه هاي ديگران بر مبناي اصول و پايه هاي خاصي سنجيده و تحليل مي شود» از کتاب مسئوليت مدني رسانه هاي همگاني ( 1381 ص 53 ) - از طریق وبلاگ مازیار ناظمی
از به کار بردن تیترهای فریبنده برای پستها و مطالبم خودداری خواهم کرد.
انحرافات و خطاهای وبلاگهای تاثیر گذارتر را بیشتر زیر ذره بین برده و با صراحت ولی توام با احترام آنان را نقد خواهم کرد.
در افشای روشهای ناپسند وبلاگنویسی بین وبلاگنویس با نام واقعی و وبلاگنویس با نام مستعار تفاوت قائل خواهم شد و وبلاگنویس با نام واقعی را فقط پس از تذکر خصوصی افشا خواهم کرد.
وبلاگم را محل افشای اطلاعات و اسرار خصوصی دیگران نخواهم کرد و در برخورد با چنین مواردی به آن اعتراض خواهم کرد.
در جهت معرفی وبلاگهای کم بازدید و تازه کار تلاش ویژه به عمل خواهم آورد.
در مقابل خطاهای وبلاگنویس مبتدی با صبر و شکیبائی عمل خواهم کرد.
بر علیه هر کس با دیگری متحد نخواهم شد و هیچ وبلاگی را تحریم نمیکنم.
هر وبلاگنویس صرفنظر از هر تفاوتی اعم ازمیزان تحصیل، شهرت، سابقه وبلاگنویسی، جنسیت، سرویس دهنده و ... در نظر من یکسان است و در خطاب آنان در مطالبم، نامی را که در پای مطالبشان امضا میکنند به کار میبرم. از به کار بردن کلماتی مانند آقا و خانم، جناب ، دکتر، مهندس و امثالهم خودداری خواهم کرد.
کلمات دوست و یا هموطن، با پسوند گرامی و یا عزیز، را خطاب به تمام وبلاگنویسان صرفا ًبه نشانه حسن نیت و همبستگی مجازی به کار خواهم برد.
بالای پست
14 - حدود اختیارات من در وبلاگنویسی: در رابطه با این وبلاگ، خود را دارای اختیار و مالکیت مطلق نمیدانم زیرا که عمده هدف من از وبلاگنویسی خوانده شدن توسط دیگران است. در دیدگاه من این وبلاگ مانند شرکتی سهامی است که اکثریت سهام آن در مالکیت بازدیدکنندگان است و من به غیر از بزرگترین مالک سهام، مجری خواست اکثریت مالکین (بازدیدکنندگانم) میباشم. به این علت سعی میکنم تعادلی بین زمینه های مورد علاقه خودم به عنوان سهامدار عمده و نیاز سایر مالکین (بازدیدکنندگان) برقرار نمایم. .

بالای پست
15 - حیات این وبلاگ و مطالب آن، ویرایش مطالب: اختیار مطلق ازاین بابت را از خود سلب میکنم و نهایت سعیم را میکنم که از محتویات این وبلاگ نگهداری کنم. در صورت نیاز به حذف مطلب و یا کل وبلاگ، ضرورت قضیه را طی پستی مطرح و پس از 30 روز اقدام به این کار مینمایم. ویرایش مطالب را پس از گذشت 24 ساعت از انتشار، تنها با حفظ مطلب ویرایش شده انجام خواهم داد.
نکته: چنانچه قصد ترک وبلاگنویسی برای بیش از 2 ماه را داشته باشم، این قصد را در آخرین پست وبلاگ بیان میکنم.
بالای پست
16 - ارتباطات:
16-1 - بخش نظرات این وبلاگ: بخش نظرات کلیه مطالب این وبلاگ همواره فعال خواهد بود. در قبال انتقاد نسبت به آخرین مطلب، صددرصد جوابگو بوده و پاسخ را در بخش نظرات مطلب مربوط درج خواهم کرد. در رابطه با انتقاد از مطالب قبلی صرفا زمانی جوابگو خواهم بود که انتقاد مربوط حاوی مطالب و اطلاعاتی باشد که صحت مطالب و اطلاعات مندرج را زیر سئوال ببرد. چنانچه این انتقاد یا اطلاعات در درک خواننده مطلب تاثیر اساسی داشته باشد، خلاصه، تمام و یا لینک قابل پیگیری را در متن اصلی پست به عنوان پی نویس درج خواهم کرد. لازم به ذکر است که در قبال کامنتهای ناشناس و حملات شخصیتی الزامی به جوابگوئی نخواهم داشت. در هر صورت کامنتها، لینک بک ها و تراک بکهای این وبلاگ جز اینکه حاوی توهین به دیگران، کلمات رکیک یا تبلیغ فعالیت تجاری باشد سانسور نخواهد شد.
آن بخش از نظراتی را که صرفا جنبه ارتباطی دارد در وبلاگ نظر دهنده پیگیری خواهم کرد.

16-2 - کامنت در وبلاگ دیگران: نهایت سعیم را خواهم کرد که در پایان مطالعه مطلب در وبلاگ دیگران، نظر و فیدبکم را در موافقت یا عدم موافقت، همراه با صراحت ولی با احترام، به نویسنده مطلب منتقل کنم. در ارتباط با مشکلات نمایشی، لینکهای معیوب و مواردی از این دست فعالانه برخورد کرده و موضوع را به اطلاع وبلاگنویس خواهم رساند. کلیه نظرات من همواره با نام، نام وبلاگ و آدرس ایمیل خواهد بود و به هیچ صورتی نظر را بصورت ناشناس و یا توهین آمیز ارائه نخواهم داد.

16-3 - ارتباط توسط ایمیل: نهایت سعی خود را خواهم کرد که کلیه ایمیل های رسیده را در اسرع وقت پاسخگو باشم. از محتویات ایمیلها جز با اجازه صریح فرستنده استفاده نخواهم کرد. از اجابت کلیه درخواستهای غیر مرتبط با فعالیتهای وبلاگی معذور خواهم بود. لازم به ذکر است که درخواستها و سئوالات تکنیکی سایر وبلاگنویسان استثنا بوده و نهایت سعی خود را در همکاری با آنان با توجه به امکانات، اطلاعات و میزان صرف زمان خواهم داشت.

16-4 - سایر طرق ارتباطی: اینجانب از هر نوع ارتباط دیگر اعم از حضوری، تلفنی، قرارهای اینترنتی و چت، عضویت در وبلاگهای خصوصی و در کل هر طریقی که عموم امکان عضویت و یا حضور را نداشته باشند معذورم. در ضمن این مرامنامه حاوی کلیه اطلاعاتی است که امکان اشتراک آن وجود داشته است و بیش از آن مقدور نیست.
بالای پست
17 - روش وبلاگنویسی سالم از نظر من چیست؟
1- عدم توهین نسبت به هر انسان دیگر
2- عدم استفاده ابزاری از جنسیت
3- عدم نقض کپی رایت
4- به کار نبردن کلمات رکیک.
5- روش متعادل و منطقی در مواجهه با انتقادات و یا دشمنی دیگران
بالای پست
18 - قواعد لینک ثابت و بلاگرولینگ:
18-1 - در بدنه مطالب:
18-1-1 - لینک ثابت به مطلب: نهایت سعی خود را خواهم کرد که "نویسنده وبلاگ" و "مطلب" را از هم تفکیک کرده و هر زمان مطلبی را مفید برای بازدید کنندگانم و در جهت اثبات و یا نفی مطلبم دیدم، به آن مطلب صرفنظر از ممنوع - غیر ممنوع بودن آن، دوستی و میزان ارتباط آن فرد با من، لینک قبلی آن فرد و سایر مواردی که به اصل مطلب ارتباط ندارد، لینک بدهم. لینک فقط به مطلب اصلی مورد استناد با ذکر نوع رسانه، نام رسانه، نام نویسنده و عنوان مطلب خواهد بود. به رسانه واسطه فقط در صورتی لینک ثابت خواهم داد که در مطلب ارزش افزوده ای خلق کرده باشد و نیز رعایت کپی رایت را کرده باشد. در غیر اینصورت به ذکر نام اکتفا و در صورت عدم رعایت کپی رایت به موضوع تاکید خواهد شد. لازم به تاکید است که در بدنه مطالب به وبلاگ لینک داده نخواهد شد.
نکته: هر وبلاگنویسی که از روشی ناسالم در لینک به مطالب من استفاده کند، متقابلاً چنین روشی را به کار خواهم برد. از جمله روشهای غیر سالم استفاده غیرضروری از سرویسهای کوتاه کننده لینک و دادن لینک به فید به جای مطلب میباشد.

18-2 - در ساید بار:

18-2-1 - لینک ثابت

به وبلاگها: وبلاگهائی را لینک ثابت خواهم داد که 1: عمده مطالب 20 پست اخیرشان مرتبط با فعالیتهای این وبلاگ باشد. 2 - روش وبلاگنویسی شان سالم باشد. 3- حداقل 3 ماه فعالیت وبلاگی و 20 پست داشته باشند. 4 - تولید کننده محتوی باشند. 5- لینک متقابل ثابت داده باشند.

به مراکز و منابع اطلاعات : در این رده به مراکز و منابع خبری وبلاگی، مراکز جمع آوری اطلاعات، لیستها و دایرکتوریها و... لینک ثابت داده خواهد شد. هدف حمایت از کار گروهی، گردآوری و طبقه بندی اطلاعات مفید، تسهیل دسترسی به اطلاعات است. لینک متقابل ضروری نیست. لازم به ذکر است که به مراکز و منابعی که بصورت سازمان یافته حاوی اطلاعات و یا وبلاگهائی باشند که ناقض رویه وبلاگنویسی سالم است لینک داده نخواهد شد.

18-2-2 - بلاگرولینگ:

منابع اصیل تولید محتوی: در این لیست منابعی را معرفی خواهم کرد که 1: تولیدکننده محتوی باشند. 2: روش و یا مطالب منحصر به فرد داشته باشند 3: روش وبلاگنویسی سالمی را به کار برده باشند. در این رده وجود لینک متقابل ضروری نیست.

دوستان و آشنایان: در این بلاگرولینگ دوستان و آشنایان نزدیک قرار میگیرند. در این رده وبلاگهائی قرار دارند که 1- عمر وبلاگنویسی آنان بیش از 6 ماه باشد 2- شناخت نسبی و یا کامل نسبت به محتوی و سلامت روش وبلاگنویسی داشته باشد 3 - لینک متقابل داده باشند. وجود وبلاگها در این رده دلیل بر تائید مواضع سیاسی و یا هم عقیده بودن نیست

تبادل لینک: این بلاگرولینگ صرفا جهت تبادل لینک است.

نکته: رعایت شرایط وبلاگنویسی سالم ضروری است. در صورت تداوم روش وبلاگنویسی سالم و ایجاد ارتباط نزدیکتر، به بلاگرولینگ دوستان و آشنایان منتقل خواهند شد.

وبلاگهای جدید و مستعد: در این رده وبلاگهائی قرار میگیرند که 1- از شروع به کار آنان بیش از 6 ماه نگذشته باشد. 2- در 30 روز گذشته حداقل 10 مطلب را منتشر کرده باشند. 3- حداقل دارای یک ویژگی چشمگیر باشند 4 - شرایط وبلاگنویسی سالم را رعایت کرده باشند. 5 - لینک متقابل داده باشند.



19 - سایر نکات:
19-1 - مستند بودن و رعایت کپی رایت: نهایت سعیم را در رعایت حفظ حقوق صاحب اثر فکری، طبق شرایط مورد درخواست مالک اثر و صرفنظر از ملیت صاحب اثر مینمایم. در رابطه با به کار بردن ایده دیگران و یا استفاده از ایده در تولید ایده دیگر بر طبق قضاوت شخصی و وجدانی عمل خواهم کرد.
19-2 - لوگو کارهای گروهی: در این وبلاگ استثنائا فقط لوگو کارهای گروهی نمایش داده خواهد شد. پهنای لوگو از 44 پیکسل و سایز آن از یک کیلو بایت نباید بیشتر باشد. دادن لینک متقابل به صورت ثابت و یا بلاگرولینگ الزامی است.

19-3 - افشای لیست منابع: موظفم که به منظور احترام به پدیدآورنده، لیست وبلاگها و فید وبلاگهای فارسی را که بصورت منظم مطالعه و یا بازدید میکنم و در عین حال به آنها لینک ثابت و یا بلاگرولینگی نداده ام جهت اطلاع عموم منشر کنم.

19-4 - متعهد میشوم که ... :

1 - در صورتیکه حضور در لیست هر سایتی، مشروط به لینک و یا لوگو در این وبلاگ باشد، قبول و پذیرش این امر را به مثابه قرارداد تلقی کرده و به تعهدات خود پایبند باشم. بدیهی است که در صورت انصراف از حضور، این موضوع را توسط ایمیل به مسئولین سایت مزبور اطلاع دهم.

2 - بازدید کنندگان را از آخرین وضعیت وبلاگنویسی خود مطلع کنم.

3 - در سایتهائی گروهی فقط یک آی دی داشته باشم.
4 - لوگو و تبلیغات نمایش داده شده توسط سرویس دهنده مجانی را حفظ کنم.
5 - از هر سایت فارسی زبان که از بودجه دولت خارجی استفاده میکند بخواهم که لینک مرا بردارد.
6 - این اصول را صرفنظر از خوشایند دیگران: هر تحریم، انزوا و از دست دادن بازدیدکننده: هر دشمنی و مخالفت و اصولا هر نوع عواقب ناخوشایند اجرا کنم.
19-5 - من ... را نمیپسندم:
1 - بازی های وبلاگی که حاصل آن برای بازدید کنندگان وبلاگ من مفید نباشد
2 - قرار دادن تصویر بدون ارتباط با مطلب به منظور جلب بازدید کننده
19-6 - من با ... مخالفم:
1 - قومیت گرائی، حمایت از جنسیت خاص، حمایت از وبلاگهای یک سرویس دهنده خاص و ... و کلا هر نوع جداسازی که محور آن تفاوت در نوع نگاه و اندیشه نباشد
2 - ارائه آمار تقلبی
3 - دستکاری در نظر سنجی ها
4 - نامهای فریبنده برای وبلاگ که هیچ سنخیتی با مطالب وبلاگ ندارند
5 - استفاده از عناوین فریبنده مانند دکتر، مهندس و غیره در نام وبلاگ که با مطالب عرضه شده در آن وبلاگ هماهنگی ندارند
6 - کامنت گذاری ناشناس به قصد توهین، کامنت ناشناس در وبلاگ خود
7 - نوشتن مطالب جنجالی به قصد ایجاد درگیری
8- حمله به شخصیت و خانواده وبلاگنویس
9 - سانسور خودخواهانه نظریات دیگران
10- امتیاز ویژه قائل شدن برای خودم بدون جهت. به عنوان مثال لیستی از وبلاگهای سیاسی ایجاد کنم و این وبلاگ را در آن لیست قرار بدهم.
11 - پینگ چند باره به منظور جلب بازدید کننده


بالای پست
پی نوشت:
1-چنانچه در رابطه با هر بند و جزء این مرامنامه قبلاً مطلبی در موافقت و یا مخالفت نوشته اید، لطفاً اطلاع دهید تا لینک آنرا در کنار آن بند قرار دهم.
2- هر انتقاد کلی و جزئی و یا کاری مشابه این مرامنامه را اطلاع دهید تا لینک آن را در این پست درج نمایم.
3- و بدیهی است که از هر نظر و نقد شما شدیداً استقبال میشود.

پی نوشت: 5 شهریور 1387
از این تاریخ این مرامنامه صرفاً به عنوان یک راهنما عمل خواهد کرد و خود را ملزم به رعایت کلیه این اصول نمیدانم. بدیهی است که دیگران را نیز در استفاده از این اصول جهت سنجش رفتار مجازی خود محق نمیدانم.
Reblog this post [with Zemanta]

سوءتفاهمات در ارتباطات مجازی

    معادل با     July 18, 2007

این دنیای واقعی پر از سوء تفاهمه. با وجودیکه 5 تا حس در کاره و ناخودآگاه ما داره هر حرکت چشم و ابرو و کلا بدن رو مراقبت میکنه و استنباط میکنه مدام شاهد سوء تفاهم بین آدمها هستیم. وای به حال ارتباطات در دنیای مجازی. چند تا مثال از این سوء تفاهمات مجازی اخیرم میزنم به عنوان شاهد:

در چند پست قبلی از بلاگری نوشتم که کامنتی برایش گذاشتم که منتشر نشد. توسط ایمیل توضیح خواستم جوابی نیامد. پست نظر خواهی برای افشای سانسور چی را که منتشر میکنم ایمیل میزند که معذرت میخوام و چیزی ندیدم و من تنبلم و اسپم جیمیل رو نگاه نمیکنم... تو چشماش که نمیشه نگاه کرد پس قبول. در جواب ایمیلش ایمیلی میفرستم و میگویم که قبول. ولی دوباره هیچ جوابی دریافت نمیکنم. دوباره ایمیل میفرستم که جواب من را با آن سابقه خرابت دریافت کردی؟! جواب میدهد بله...

در پستی دیگر از مناظره وبلاگی دو بلاگر ساکن تورنتو استنتاجی میکنم که ظاهراً به مذاق یکی از آنها خوش نمیآید و کامنتی برایم میگذارد. جواب طولانی را در زیر کامنتش میگذارم که خود میتواند یک پست باشد و توسط ایمیل هم، احتیاطاً، جواب را ارجاع میدهم به بخش نظرات. نه جوابی به ایمیل میدهد و نه کامنت. مرخصی است؟ بدش آمده؟ رفته توی قسمت اسپم ایمیلش؟ چند وقتی بعد من باب کنجکاوی به وبلاگش سر میزنم. در پست مربوط و در وبلاگ خودش به احتمال یک درصد جواب من را داده است که اگر به احتمال همان یک درصد جواب باشد به متلک بیشتر شباهت دارد تا جواب. متلک هست یا نه؟ اصلا خطاب به من هست یا به دیگران؟........

بیش از یکماه پیش خانمی با طول و تفصیل و دلسوزی توسط ایمیل اطلاع میدهد که "لیست وبلاگهای ایرانیان جهان" درست دیده نمیشود. ایمیلی میزنم و درخواست اطلاعات بیشتر ی از نوع سیستم عامل و مرورگرش میکنم. جوابی دریافت نمیکنم. همین خانم هفته پیش مجددا ایمیلی میزند و با لحنی که ناشی از عصبانیتش از بی قیدی من است من را بازخواست میکند. مشخص است که ایمیلی نگرفته. دوباره ایمیلی میزنم همراه با توضیحات و احتمالات و ... هنوز که هنوز است دارم سماق جوابش را میمکم. دلم میخواهد داد بزنم که بابا ایمیل من رسید؟ از چه مرورگری استفاده میکنی؟

آقائی از آمریکا پیامی مبنی بر تمایل به ورود به "لیست وبلاگهای ایرانیان جهان" ارسال میکند. اولاً که آدرس وبلاگ اشتباه است و بعد که با بدبختی آدرسش را با جستجو در گوگل پیدا میکنم میبینم که وبلاگ نیست بلکه سایت است. میخواهم برایش پیام بگذارم و عذر بخواهم، قسمت کامنتش پیام را نمیگیرد. هم درخواست اشتباهی کرده هم کامنتش کار نمیکند و دیگر هم فراموش میکنم که پیگیری کنم و جواب بدهم. ماه بعد میبینم که کل لیست را سرقت کرده و گذاشته در سایتش! انتقام گرفته؟ نمیدانم.

دوست عزیزی، نویسنده وبلاگ هایپر، نتایج تحقیقش را بصورت پست منتشر میکند. در قسمت نظرات آن پست از وی سئوالی اساسی میکنم که در نتیجه گیری من بسیار مهم است. بارها و بارها سر میزنم و هنوز که هنوز است خمار آن جوابم. مگر میشود که ندیده باشد؟ اهمیت نمیدهد؟ قابل نمیداند؟ سئوال من بی معنی بود؟...

از همه گفتم از خودم هم بگویم. مدتی بود که حس میکردم این موارد زیادتر از حد معمول است. بسیاری از ایمیلها بی جواب است تا اینکه چند روز قبل کشف کردم که اشکال از فرم تماس و سرویسهای ایمیل است. ظاهرا جیمیل و سایر سرویسها، ایمیلهای این سرویس را اسپم تلقی میکنند. حالا چند نفر در رابطه با من به سوءتفاهم رسیده اند خدا میداند. چه نسبتهائی به من داده اند و ... دهها مورد دیگر.

اقلیتی از وبلاگشهر، شاهزادگان آن هستند که حتی بعضی از فراشانشان هم جواب سلام و ایمیل و کامنت را نمیدهند چه برسد به خودشان. پا به وبلاگ هیچکس نمیگذارند یعنی در واقعی هیچ ردی از حضور ملوکانه نمیگذارند. مثل روح میایند و مثل روح میروند. با معرفت ترین این نجیب زادگان مجازی کسانی هستند که مخفیانه و دزدکی جواب کامنت را با ایمیل میدهند که نکند حیثیتشان از کامنت در وبلاگ دیگران آلوده شود. بعضی هاشان هم از جواب ندادن و کم محلی کردن نیرو میگیرند و احساس مهم بودن پیدا میکنند. آز آنها گذشته، بقیه ساکنین وبلاگشهر اهل این حرفها نیستند. این سوء تفاهمات و ارتباطات ناقص که گاه میشود به آن احتمالات بد نسبت داد ناشی از آن است که ارتباطات در دنیای مجازی هیچ استاندارد، عرف و قاعده واحدی ندارد و شاید بشود گفت که به تعداد ساکنین وبلاگشهر قاعده وجود دارد که الزاما این قواعد قابل فهم و درک برای دیگران نیستند.

نتیجه گیری که من از کل این جریانات کردم این است که چون دلایل واقعی بعضی از رفتارهای مشکوک را نمیفهمم و نمیتوانم هم که بفهمم. بنابرین:

1- مثبت اندیش باشم و بدانم که تعریف تعهد اجتماعی در پیش من و دیگران الزاما یکسان نیست.

2- به جای فکر منفی پیگیری کنم. دوباره کامنت بگذارم. دوباره و سه باره ایمیل بفرستم و بعد صفتی را به کسی نسبت دهم.

3- تمام رفتارهای سوءتفاهم زای دیگران را بازبینی کنم تا خودم برای دیگران چنین سوء تفاهماتی بوجود نیاورم یا حداقل آنرا کاهش دهم.

4- از فرهنگ ایرانی مدد بگیرم که میگوید هر سلامی علیکی میخواهد. هر ایمیلی پاسخی میخواهد.

5 - باز از فرهنگ ایرانی مدد بگیرم که هر دیدی بازدیدی میطلبد. بازدید کندگان نا آشنا به قواعد من، وقتی که در وبلاگم کامنت میگذارند، در وبلاگشان کامنت بگذارم و جواب بدهم.

6- از اصول ارتباطات و هواپیمائی کمک بگیرم که در مکالمات حتی ساده برای جلوگیری از سوء تفاهم، مدام میگویند: ROGER . بسته ارسالی شما با موفقیت دریافت شد. منهم کامنتها و ایمیلهای دریافتی را راجر کنم و به خوشخیالی واگذار نکنم.

7 - بلاگرهائی مثل حامد را ارج بگذارم که پس از دریافت هر ایمیل بلافاصله ایمیلی مبنی بر دریافت ایمیل میفرستند. ( که البته برای من به دلایل تکنیکی ممکن نیست)

کمی مضحک است زیرا که ماشینهای بی عقل ما که با آن وبلاگ مینویسیم دارای ارتباطاتی بی نقص هستند ولی ما که هوشمندیم و خودمان به آنها برنامه داده و پرتکل تعریف کرده ایم اینهمه کارمان عیب دارد. با وجودیکه همه داریم مینویسیم که عده بیشتری بازدید کننده داشته باشیم و یا ارتباطاتمان را قویتر کنیم ولی در نظرم مثل سرداران احمقی میمانیم که داریم یک به یک جبهه ها را فتح میکنیم ولی همزمان از پشت جبهه درو میشویم و تلفات میدهیم. واقعا داریم زخمهای مهلک به هم میزنم که گاهی فریادی مثل این فریاد به آسمان بلند میشود ولی اکثر اوقات کینه به دل میگیریم، تحریم میکنم، خودمان به جبران، همان رفتارها را میکنیم و... چاره کار چیست نمیدانم. شاید شما بتوانید راهنمائی کنید، مطلبی را که بلاگری نوشته معرفی کنید و ...

واقعاً در این چند سال وجود وبلاگشهر فارسی، یک قاعده ارتباطی و جمعی و مدون حتی در مقیاس کوچک شکل نگرفته؟ واقعا به نظر شما ریشه اصلی مشکلات وبلاگشهر و اینهمه درگیریها و دشمنی ها همین موضوع نیست؟

اساسنامه، مرامنامه، منشور اخلاقی وشاید هم نامی دیگر

    معادل با     July 17, 2007

یکی دو ماهی میشه که آروم آروم دارم روی پستی کار میکنم که شاید اولین در نوع خودش در وبلاگشهر باشه. یک ملغمه ای از منشور اخلاقی، اساسنامه، مرامنامه، دیدگاهها، ماموریتها، مبانی اعتقادی، افشای اطلاعات و ... که هنوز اسمی براش ندارم. در این مدت به درونم خیلی سر کشیدم که ببینم از وبلاگنویسی چی میخوام. وبلاگشهرو با همه خوبی و بدیهاش زیر نظر گرفتم و اینکه این وسط من چکاره ام. شریک دزد و رفیق قافله ام و یا اینکه اینقدر توان در خودم میبینم که بتونم خط مستقلی رو پایه ریزی کنم و به اصولم وفادار بمونم؟ کوتاه بنویسم یا بلند و چرا؟ به حسین درخشان لینک بدم یا نه؟ تحریمش کنم؟ اصلا چه کسی رو باید تحریم کرد؟ به کی باید لینک داد و چطور؟ در مقابل رندی دوستان چطور عمل کنم؟ آیا میشه در وبلاگشهر مودب و بچه خوب و سر به راه بود؟ و ... حاصلش یک پست طولانی خواهد بود که نهایت سعیم رو میکنم منظم و کلاسه اش کنم. تا بحالش که برای من مفید بوده و از کارم احساس رضایت میکنم و بعدش هم وقتی منتشر بشه شاید یکنفر کامل خوندش، در مقابل رندیها جبهه گرفت یا الگوئی گرفت که خودشم اینکار رو بکنه. امیدوارم حاصلش یک چیزی بشه که با یک نگاه بشه فهمید که آیا من کسی هستم که دوباره به من سر بزنه و بازدید کننده دائم بشه و یا اینکه افکار و ایده های من بدردش نمیخوره و او را به خیر و ما را به سلامت. خلاصه اینکه تکلیفها و جبهه ها هم برای من روشن میشه و هم بازدید کننده. تا همین چند روز آینده.

نهضت وردپرس یا فاشیسم مجازی

    معادل با     July 13, 2007

دوست جدید و عزیزم، مزیدی، وبلاگنویس پزشکی دیگر، رئیس کل نهضت وردپرس، یک پدیده وبلاگنویسی است. با وجودیکه 7 ماهی است که وبلاگش را در وردپرس دات کام راه اندازی کرده است بی نهایت موفق عمل کرده است. آمار بیشترین تعداد پست در کل وبلاگشهر را اگر نمیدانید بدانید که متعلق به نیک آهنگ کوثر است با حدود 4500 پست، ولی مزیدی با این حجم کاری که در این 7 ماهه شاهد بودیم، به احتمال قوی، رکورد حجم و تعداد پست را با هم خواهد زد. سرشار از ایده های گوناگون و خلاقانه است. بزرگمنش است، زیرا که در مقابل گناهکار که آن کلمات بی نهایت سخیف و فراموش نشدنی را به ایشان نسبت داد، او را باز هم عزیز نامید. (در مورد خط خوردگی به توضیح گناهکار در قسمت نظرات رجوع شود) برخلاف گناهکار، من سر عقیده خودم هستم عقیده دارم که اکثر مطالب ایشان مفید بوده و حداقل آغارگر بحثی با ارزش بوده است، حتی اگر بعضی هایشان عمقی نداشته باشد که آنهم طبیعی است. آقای مزیدی دو بار نسبت به این وبلاگ لطف داشته اند. در مورد اول تعاریفی از این وبلاگ کردند که واقعا لایق آن نبوده ام و در مورد بعدی که گمان میکنم آخرین پستشان در لحظه نوشتن این کلام است در رابطه با دو مطلب من اظهار نظر کرده اند. نسبت به وردپرس دات کام (نه ارگ) و نهضت مربوطه انتقاداتی داشته ام (+ و +) ولی همواره سعی کرده ام از مدار خط قرمز اخلاقیم خارج نشوم و منتقد منصف باشم. طبیعی است که با این روابط حسنه و رو به بهتر شدن و فرهنگ کاسبکارانه غالب بر وبلاگشهر، منطق بازاری حکم میکند که لب فرو بندم و شاهد آن باشم که از معدن نوظهور نهضت وردپرس، لینک و بازدید کننده جدید استخراج کنم.

تنها یک مشکل وجود دارد و آن اینکه عزم جزم کرده ام که اصولی و اخلاق گرا بمانم حتی به قیمت بازدید کننده صفر و انزوای مطلق. چرا که این جامعه مجازی که هنوز کاملا شکل نگرفته است تنها جائی است که میشود امیدوار بود با دنیای پر از حیله و نیرنگ و بدی و کجی واقعی متفاوت باشد. سرزمینی باشد که در آن از باند و دسته و محفل و سیاست بازی خبری نباشد. ملاک برتری انسانها، اندیشه والایشان باشد نه قدرت مجازی (لینک و پیج رنک). جائی که همه آزادانه حرف بزنند، انتقاد خیرخواهانه کنند و ملاک، لباس تن انسانها نباشد (سرویس دهنده - ظاهر -دامین اختصاصی). این دنیای مجازی، اتوپیای من است که برایش میجنگم و حقیقت را فدای مصلحت نخواهم کرد.

دوست من، آقای مزیدی، در آخرین پرده از نمایشنامه نهضت وردپرس، شاید ناآگاهانه، خط فکریِ بکری را به هواداران نهضت داده است که کاملا نوظهور است. اعلام کرده اند که در جهت حمایت از وردپرس، به استثناء بلاگر، بقیه وبلاگنویسان روی سیستمهای ایرانی و غیر ایرانی مانند بلاگفا، میهن بلاگ، پرشین بلاگ و غیره مشمول تحریم ایشان خواهند بود. دقیق تر بگویم که یک جامعه مجازی طبقاتی را ترسیم کرده اند که در آن پرولتاریای مجازی، وردپرس دات کام است. در طبقه پائین تر، وردپرس دات ارگ و به نظر هم میرسد که با بلاگر هم در حال حاضر متحد هستند. بقیه هم از دم جزء اعدامی ها. عیبش چیست؟ عیبش اینست که این اظهار عقیده ساده ای نیست. در خودش هسته های اولین تئوری نژادپرستانه مجازی را دارد. همان فاشیسم مجازی است با استدلالهای زیبا ولی توخالی. همان "خودی" و "غیرخودی" خودمان است با تبعات غم انگیزش. همان عقب گرد است که به جای برتری دادن به اندیشه، به خون قبیله وردپرس بها میدهد. ادامه پارتی بازی مجازی، رفیق بازی مجازی. پشتوانه اش چیست؟ پشتوانه اش اولین کامیونیتی رو به گسترش و متحد فارسی زبان، رهبری فعال و هوشمند و هواداران فعالی که بیش از هر گروه دیگر وب و آی تی را میشناسند.

آقای مزیدی! این درست که سرویسهای ایرانی مشکلاتی دارند و منهم انتقاداتم را گفته ام ولی چطور دلت می آید که فرمان تحریم هزاران وبلاگنویس خوب هموطن را صادر کنی؟ چطور دلت میآید به آی تی رو به زوال ایران ضربه بزنی؟ چگونه زحمات علیرضا عسکری را نمیبینی که در 16 سالگی میهن بلاگ را پایه گذاری کرد و در این لحظه سایت 982 جهان است. چگونه برایت این افتخار نیست که از لحاظ ترافیک، سایتی از ایران عقب مانده ما، بلاگفا، 272 ام دنیا باشد؟ پاک کردن 17000 وبلاگ غیرفعال توسط یک سرویس دهنده، ناشی از ناآگاهی و کمبود امکانات است و سزایش تحریم وبلاگنویس ایرانی نیست. گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری. اگر میبینی من روی بلاگر مینویسم ناشی از این نیست که برایم تقدس دارد. بلاگر و وردپرس مثل خر ما، ابزار و وسیله نقلیه ما هستند که با آن بسوی هدفی میرویم. چگونه خر یا ابزار میتواند مقصد و مقدس باشد؟ من و تو حق داریم که از موضع یک هموطن و دوست، منتقد سرویسهای ایرانی باشیم، از آنها بخواهیم که از حقوق کاربر ایرانی دفاع کنند، سیستم را بهتر کنند و باید که آگاهشان کنیم ولی حق نداریم پشت به وطن و هموطن و به سوی قبله بلاگر و وردپرس نماز بخوانیم. اقتضای جهان امروز تعصب کورکورانه نیست و قبلا هم گفته ام که باید هموطن را آگاه کرد تا انتخاب کند نه اینکه به بهانه تحریمِ لینک، عده ای را، و به وعده لینک دادن، عده ای دیگر را، به سمت سرویس مورد علاقه مان بکشیم. این سرویس مورد علاقه، به ما در ازاء این ضربه به سرویسهای ایرانی چه میدهد که ارزشش را داشته باشد؟ بگذار کمی بدبینانه احتمالاتی را که از ذهنم میگذرد بنویسم. بشر است دیگر و قبل از یک عقیده قاطع، مغز جولانگاه خیالات میشود.

ممکن است دوستی و ارتباط ایمیلی با یکی از مسئولین وردپرس باعث شده است که چنین سنگ وردپرس را به سینه میزنی. ممکن است تاریخ را خوانده ای و در رویای تاسیس پادشاهی و یا امپراطوریت در این دنیای مجازی هستی و ... که امیدوارم همه خیالات باطل باشد و هیچکدام نباشد. آقای مزیدی عزیز فقط بگذار محظ احتیاط به تو یادآوری کنم که هدف، وسیله را توجیه نمیکند.

آقای مزیدی هنوز عقیده دارم که بر خلاف تبلیغات نهضت، که مدام بین وردپرس دات کام و ارگ پل میزند و از سورس باز وردپرس دات ارگ، برای پوشاندن سورس بسته و محدودیتهای وردپرس دات کام استفاده میکند، وردپرس دات کام دارای محدودیتهای اساسی است. با این وجود وردپرس دات کام تنها یکی از انتخابهاست نه قبله و کمال مطلوب.

آقای مزیدی، دوست و هموطن من،در این لحظه نه تو به من لینک داده ای و نه من به تو. جای تو در قسمت آی تی نویسان من خالی است که هم اکنون آنرا پر میکنم و لینک میدهم چون میدانم که بیشتر مطالبت برای خوانندگان من مفیدخواهد بود و تا زمانی که خصوصیات حسین درخشان دیگری را در تو ندیده ام جای لینکت محفوظ خواهد بود ولی از تو تقاضا میکنم که تا زمانی که این عقیده فاشیستی را داری به من لینک نده که حاضر نیستم از مزایای این تبعیضت بهره مند شوم. از وردپرسی های عزیز هم اعم از نهضتی و غیر نهضتی که به من لینک داده اند میخواهم که چنانچه به این تئوری تبعیض اعتقاد دارند لینک مرا بردارند و اجازه هم بدهند که منهم طبق اعتقادم عمل کنم و به شما لینک بدهم با این تفاوت که من به محتوی، مطلب و اندیشه تان لینک میدهم نه به قالبتان، خون وردپرسی تان. به روال آنچه منطقا باید باشد.

پرنده مردنی است، پرواز را به خاطر بسپار.

توضیح: اشتباه نشود که عاشق سینه چاک بلاگر یا دشمن خونی وردپرس دات کام هستم که اگر کمی مطالب این وبلاگ را زیر و رو کنید خواهید دید که چنین نیست. چنین احتمالی هم وجود دارد که که اولین نفر در میان ایرانیها باشم که وبلاگی را در وردپرس دات کام به ثبت رسانده باشد. - iran.wordpress.com -بنابرین از اول به وجود آمدنش احتمال انتقال وبلاگنویسی ام به وردپرس مطرح بوده است تا حالا. نرم افزار وردپرس (ارگ) را هم یکی از انتخابهای مطلوب برای داشتن دامین اختصاصی میدانم . به نوشته های دوست عزیزم آقای مزیدی هم انتقاداتی دارم ولی فقط به بخشی از نوشته هایشان نه هر نوشته شان. از میان بیش از 500 پستشان تعداد زیادی برایم مفید بوده است و به همین خاطر این را هم وظیفه خودم و هم اقدامی مناسب میبینم که در فارسی سازی جمعی وردپرس هم همکاری کنم. به کامیونیتی وردپرس فارسی هم اعتراضی ندارم بلکه اعتراض من به تقدس وردپرس است.

جنسیت در وبلاگشهر

    معادل با     July 11, 2007

چند روزی است که دارم یک گفتگوی الا کلنگی بین دو وبلاگنویس ساکن کانادا را تعقیب میکنم. یکی خانمی است به نام سارا رها و دیگری آقائی است به نام ققنوس. این گفتگو از خانم سارا رها شروع شد که در پستی تحت عنوان: مرد ایرانی در تلاطم بازسازی هویتی نو از مشکلات و ذهنیت مرد ایرانی مهاجر گفته است. آقای ققنوس هم در پستی تحت عنوان: مردان مهاجر بار مضاعف مشکلات عاطفی را بردوش دارند به آن جواب گفته اند. هر کدام تا این لحظه یک پست دیگر هم در جواب داشته اند. آنچه مهم است اینست که دو آدم منطقی، در کانادا که بلاد استفاده ابزاری از هر موضوعی جهت جلب بازدید کننده است، برای اولین بار آمده اند متمدنانه، بعدی از ابعاد مهاجرت را از دید خود بازکرده اند که حداقل فایده اش اینست که متقاضیان مهاجرت اندکی حس کنند چه آتشی احتمالا در انتظارشان است.

کاری به این ندارم که شخصاً با که و در کجایش موافقم که اگر جامعه شناس و روانشناس هم بودند، که نیستند، باز هم اما و اگر در حرفشان بسیار بود و منهم سالهاست بحث در مورد جامعه و روان و کلا حیطه مربوط به علوم اجتماعی انسانی را متوقف کرده ام و از نظر من همه تعمیم دادنها کشک است و هر کسی با این تحلیلها میتواند زندگی شخصی خود را مرور کرده و از آن نتیجه ای شخصی بگیرد. غرضم چیز دیگری است.

مقایسه ای کردم بین این دو وبلاگ. خانم سارا رها 4 ماهی است که در وبلاگش مینویسد و آقای ققنوس نزدیک یکسال. در لینکدانی دوستان خانم سارا رها لینکی وجود ندارد ولی در لینکدانی دوستان آقای ققنوس 34 وبلاگ وجود دارد. پست هردوشان بالاترینی شده است. هر دو در نوشته هایشان به هم لینک داده اند. فقط عجیب اینجاست که خانم سارا رها از بابت پستش 19 کامنت دریافت کرده است و آقای ققنوس فقط 1 کامنت و آنهم از خودخانم سارا رها. به اینجا میرسم که جنسیت، خودآگاه و یا ناخودآگاه، در بطن هر عمل و رفتار ما حاضر است حتی در این دنیای مجازی و از پشت مانیتور که حواس پنجگانه کاملا پنچرِ است.

تنها تفاوت دیگری که در این دو وبلاگ دیدم این بود که ظاهر وبلاگ خانم سارا رها حداقل به نظر من زیباتر رسید (نه زیبا) و شاید این هم موثر باشد که البته تجربه شخصی من چیز دیگری است. از زمانی که قالب وبلاگم را عوض کرده ام کامنت کمتری میگیرم. واقعا اگر مسئله جنسیت در اینجا مطرح نیست چه عاملی باعث این تفاوت فاحش شده است؟

یک داستان واقعی از وبلاگشهر

در همان بحبوحه سرقت "لیست وبلاگهای فارسی ایرانیان جهان"، توسط هموطنی ساکن آمریکا، و اینکه دو دلم که آیا "خودسوزی فرهنگی" کنم یا نه، با وبلاگ هموطنی آشنا میشوم.

ایشان ساکن ایران است، عنوان دکترا دارد ( که البته با آقایان مزیدی و مجیدی اشتباه نشود)، سابقه چند ساله در وبلاگ نویسی دارد، روزانه نزدیک 1000 بازدید کننده دارد، وبلاگی با مطالب منحصر به فرد دارد، سوابق تحقیق دارد و ... که متاسفانه بیشتر از این نمیتوانم بگویم.

ایشان در وبلاگشان لطف میکنند و به من لینک میدهند و من لینک را موکول به تغییر قالبهای دو وبلاگم. در آخرین ایمیل فی مابین، حدود 2 ماه پیش، ایشان از من تقاضای همکاری مشترک در یک پروژه تحقیقی میکنند.

به این پروژه بی نهایت علاقمندم و قسمت عمده تجربه من در وبلاگنویسی با آن مرتبط است. بلافاصله شروع به خواندن وبلاگشان میکنم. مطالب شیرین و مواضع بی نقص است و هر لحظه به یقین بیشتری میرسم که ایمیلی به این فرد فاضل بزنم و جواب قبولی و اینکه، این برایم نهایت افتخار است که با شما همکاری داشته باشم، ارسال کنم. چند مطلب وبلاگشان مرتبط با حال و روزی است که در سرقت لیستم دارم. خوشحال میشوم که ایشان یکی از معدود وبلاگنویسانی است که سیستماتیک درباره کپی رایت و حفظ حقوق مولف نوشته است. تا اینکه شروع به خواندن مقاله جالب دیگری میکنم و ...

به ناگاه کلمات برایم آشنا میشوند و هرچه جلوتر میروم متعجب تر میشوم که اینها آشناست و به ناگاه دنیا دور سرم میچرخد ... با عجله به وبلاگ خودم میروم و به یقین میرسم که 2 پاراگراف کامل از نوشته های 2 سال پیش من در مقاله ایشان وجود دارد. رعایت کپی رایت هم نشده است و لینکی هم در کار نیست ... وای که چقدر دیدن این مطالب سخت بود. از سارق لیست انتظار نداشتم که به هموطن دیگر چنین جفا کند و حالا یک وبلاگنویس با سابقه، تحصیلکرده، محقق به من چنین جفائی را کرده است. دلم کمتر میسوخت اگر داد حفظ حقوق پدیدآورندگان را نمیداد. بارها وبلاگنویسی تازه کار مطالب من را به نام خود قالب زده است و ککم هم نگزیده است و با خودم فکر کرده ام مگر من نمینویسم که خوانده شود. چه فرق میکند. ولی ولی ولی این یکی کاملا متفاوت است...

واکنش اولیه من افشاء این مسئله هست. تمام شواهد و مدارک را نگهداری میکنم، نزدیک 20 آدرس ایمیل از مرتبطین ایشان که همه شناخته شده و معتبرند جمع میکنم ولی در نهایت ... دلم نمیآید که چنین با آبروی کسی بازی کنم. عکسهایش را که در وبلاگش میبینم آدم متشخصی است و ... خلاصه جنگی در وجدانم دارم.

خلاصه اینکه نزدیک 2 ماه است در میان زمین و آسمان گیر کرده ام. یک دلم میگوید که احوال وی را عبرت مردم سازم. این راه، به نوعی خدمت به جامعه و در راستای هدف من، مبارزه با ناقضین کپی رایت هم هست. ولی از طرف دیگر فکر میکنم که همه مان همین هستیم. کم یا زیاد. شعار میدهیم و عمل نمیکنیم. ریا و دوروئی فراوان در ما وجود دارد و ... خلاصه که هنوز هیچ کاری نکرده ام. ایمیلی نزده ام، اعتراضی نکرده ام ... شما به من بگوئید چه کنم؟


پی نوشت: دوست عزیزم صالح از وبلاگ در جستجوی کلمات پستی دارد تحت عنوان بی اعتمادی به اعتماد که در آن از سرقت مطلبش توسط روزنامه اعتماد ملی میگوید. مطالعه این مطلب و کامنتهای این پست من را متقاعد کرد که ابعاد تخلف در رعایت حقوق صاجبان اثر ابعادی بسیار گسترده تر از آنی دارد که فکر میکردم.

    معادل با     June 03, 2007

فایل مایکرسافت ورد از تحقیق طولانی 44 صفحه ای تحت عنوان "وبلاگستان فارسی" را که کار محققی ناشناس است خواندم. وی ادعا میکند که 5 سال وبلاگنویس بوده است و 3 سال در این زمینه تحقیق کرده است. این گزارش در مورد وضعیت وبلاگشهر فارسی در 6 ماه آخر سال 85 و مقایسه آن با 6 ماهه اول سال است. بصورت خلاصه و کوتاه 12 نکته را که به نظرم خواندنی آمد برایتان آورده‌ام:


1-"بلاگرهاي منتقد بيشتر بر روي سرور بلاگ اسپات فعاليت مي كنند." ص3

2- "وبلاگ نويسان ترجيح داده اند به جاي ابراز هويت واقعي‌شان، با اسامي مستعار ويا حتي بدون ذكر نام مطلب بنويسند كه نشانه معكوس بودن نتايج اجراي طرح ساماندهي در مورد فضاي وبلاگستان است." ص12

3- "همزمان با رخدادهاي مهم سياسي و اجتماعي در ايران فضاي وبلاگستان نيز از اين رخدادها متاثر شده و افراد بيشتري تمايل به اظهار نظر ، كامنت گذاشتن و درگير شدن در بحث هاي محتوايي و خارج شدن از لاك انزوا و انفعال پيدا مي كنند." ص16

4- "وبلاگستان فارسي علي رغم كاهش تدريجي كميت محتوايي به سمت افزايش كيفيت مطالب توليدي و منتشره خود پيش مي رود." ص17

5- "تنها 12 درصد، بیش از 3000 بازدیدکننده در طول هر ماه داشته اند." ص18

6- "وبلاگهاي متعلق به اصولگرايان ... به طرز محسوسي تغيير روش داده و اكثريت آنها ( 72 درصد ) از افشاي نام واقعي خود در وبلاگهايشان پرهيز كرده اند. ص21. در واقع اين سوال مطرح مي شود كه به چه دليل بلاگرهاي اصلاح طلب با اسم ورسم و مشخصات واقعي وارد عرصه وبلاگ نويسي شده اند و در مقابل بلاگرهاي اصولگرا كه قاعدتا موضع سياسي و اجتماعي آنها حمايت از روندهاي سياسي حاكم بر دولت و كشور است بدون ذكر نام وبلاگ نوشته‌اند؟" ص27

7- "76 درصد وبلاگهاي اصلاح طلب با نام اصلي خود مطلب مي نويسند." ص 27.

8- "84 درصد از وبلاگهای منتقد يا بدون نام و يا با نام مستعار منتشر شده اند." ص 33

9- "موضوعات انتقادي نسبت به عملكرد دولت در ايران براي كاربران اينترنت جذابيت زيادي دارد." ص35

10- "وبلاگهاي منتقد نيز در دوره 6 ماهه دوم سال 85 دچار كم كاري نسبي شده‌اند." ص36

11- "يافته هاي پژوهش حاضر حاكي از فعاليت بيشتر وبلاگهاي منتقد در داخل كشور است." ص38

12- "... افت شديد و محسوس در زمینه ابراز هويت وبلاگهاي بی‌طرف... اين در حالي است كه با توجه به تخصصي بودن اكثر وبلاگهای بی‌طرف انتظار مي‌رفت اين دسته از وبلاگ‌نويسان بدون واهمه نام اصلي خود را در وبلاگ منتشر كنند." ص39

پی نوشت: با پوزش محقق ناشناس نبود و نام ایشان آقای حمید ضیائی پرور بوده و نویسنده وبلاگ ارزشمند خبرنگار میباشند.

طرح هر نهضتی از جمله مهاجرت به وردپرس یک انحراف است.

    معادل با     May 27, 2007

من با هر نهضتی مخالفم. تمام مشکلات ما هم از دید نهضتی و جنبشی میآید. در رابطه با مطالبی که "پزشکی دیگر" عنوان کرده هم با همین دید به آن نگاه میکنم. احساسی به قضیه نباید نگاه کرد. مهاجرت از یک سیستم به سیستم دیگر آسان نیست و همراه با خسارت است. خسارت به وبلاگنویس جدی و خسارت به وبلاگشهر فارسی. و البته مقصودم کسانی نیستند که فقط مطالب "یک روز مصرف" مینویسند. برای آنها هیچ فرقی نمیکند که کجا باشند. به هر صورت اگر قرار است کسی از سیستمهائی مانند پرشین بلاگ و ... به سرویس دهندگان خارجی نقل مکان کند، فرد بلاگر باید دقیقا بداند که چه چیزی در انتظار است و تصمیمی منطقی بگیرد.

گرچه یکی دو مطلب در رابطه با مقایسه سرویسهای ایرانی با وردپرس خوانده ام که تلاشهای ارزشمندی به نظر میرسند ولی تصور من اینست که بعضی ها که سنگ نهضت را بیش از دیگران به سینه میزنند، بیش از هر  کسی در این زمینه کوتاهی کرده اند و نقایص وردپرس را عامدانه مطرح نکرده اند. به نظر من این نگاه احساسی همراه با مخفی کاری، چیزی ورای کار یک بلاگر آماتور است که شخصا در توضیح و تفسیر چرائی اش مانده ام.

اگر قرار به تشویقی در مهاجرت است اول باید نقطه ضعفهای سیستم جدید مطرح بشود تا کاربر  با چشم باز و بدون احساس تصمیم بگیرد.  فکر میکنید چند درصد احتمال دارد که از میان کاربرانی که به وردپرس کوچ میکنند، بعد از کشف خطا در انتخاب خانه جدید، وبلاگنویسی را رها کنند؟ من سر ریز بلاگرهای خسته را کم نمیبینم. هضم این نکته که وردپرس هم آن مدینه فاضله نبوده است که به ما گفتند کار آسانی نیست.

هیچکدام از ما  قاعدتا منافعی در این سیستمها نداریم و هر لحظه منطقا امکانات بیشتر از آنی را که در حال حاضر داریم در جای دیگری بیابیم آن سیستم را رها میکنیم و به سیستم جدید میرویم. این طبیعت تکنولوژی و این عصر است. اما اگر قرار است خدمتی به وبلاگشهر فارسی کنیم راهش نهضت و جنبش نیست بلکه راهش صرف وقت و تحلیل سیستمها و دادن امکان مقایسه به کاربر است تا بهترین را انتخاب کند.

پست جامعی را در رابطه با مقایسه وردپرس و بلاگر آماده کرده ام که بزودی آن را منتشر خواهم کرد.سعی کرده ام بیطرف باشم.

مشکل بلاگرولینگ مشکل وبلاگشهر فارسی است

    معادل با     April 21, 2007

چند روزی است که Blogrolling.com  دچار مشکل شده است و به قولی برق وبلاگهایمان رفته است. در واقع نه تنها از به‌روز شدن وبلاگها مطلع نمی ‌شویم بلکه مشکل بزرگتر کندی در بارگذاری صفحات است. و مشکلات بلاگرولینگ برای شخص من صدچندان جلوه میکند بخصوص که حیات لیست وبلاگهای فارسی ایرانیان ساکن خارج از کشور با 47 بلاگرولینگ بسته به وجود و کارکرد مطمئن بلاگرولینگ و یا یافتن جانشین مناسب است.

با توجه به سابقه خراب بلاگرولینگ از طرفی و اهمیت بلاگرولینگ در وبلاگشهر فارسی به عنوان حلقه ارتباطی، از دیروز به دنبال جانشین مناسب برای این سیستم بوده‌ام، بخصوص اینکه از فحوای کلام مدیران فعلی و قبلی بلاگرولینگ بوی خوبی به مشام من نمیرسد ( بخش نظرات این وبلاگ را ببینید).

دوستان قبلا از گوگل ریدر و Blogline به عنوان جانشین نامبرده اند که هیچکدام بلاگرولینگ نمیشوند. به دنبال یک Feed Reader یا News Aggregator آنلاین هستم که اگر چند خصوصیت را داشته باشد ایده‌آل است: اول اینکه وبلاگهای به‌روز شده به بالای لیست منتقل شود. دوم اینکه به جای عنوان پست و مطلب ترجیحا عنوان وبلاگ را به نمایش بگذارد و در آخر اینکه از حاصل کار بشود به شکل ویجت یا جاوا اسکریپت در وبلاگ استفاده کرد.  این توقعات نه بیراه هستند و نه غیرعملی  و نشانه هائی از امیدواری میبینم.

فعلا در کوتاه مدت بلاگرولینگ این وبلاگ و کانادا پست را تعطیل کرده ام ولی یک راه بهتر اینست که بشود کاری کرد که بارگذاری پستها قبل از ستون کنار انجام شود که هنوز روی آن کار نکرده ام. 

جستجو در منابع بلاگر

Custom Serach

فید / خوراک / خبرمایه

اشتراک فید

دریافت توسط ایمیل

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

خواندنیها از وبلاگشهر